یلدا

باز آمد از راه ،  موسم جدائی و فراق عشوه گری هایت را مجال دیدن نشدباز در انتهای نگاه آذرینت به انتظار نشستی مسافری نو را سفید جامه ای زیبا اما تو عروس خدا بودی با زیوری  رنگین اینک در این یلدا   بگاهِ وداعی دردناک دستانت را میگیرم در دستانم خیره میشوم به خمارین […]