ادامه مطلب

حضرتِ مادر

. … و تو سوره ی بی بدیلِ آفرینشی آن سان که مایه ی آرامش “آدم” گشتی  و در “صفائی” و ” مروه ” ای حیران “زمزمی ” نثارت گشت ،  تو سببِ خلقت “روح الله” و در جزیره ی نادانی و غفلت مصباحِ دانائی   و مادرِ “پدر” ی … پی نوشت اول : بی […]
ادامه مطلب

سقوط

                              حکایتِ جانسوزِ سقوط ، دردیست جانکاه و بی درمان ، آنسان که روح آسمانیِ انسان را از اوج به حضیض میرساند و نقش و نگار الهی بر پهنه ی سینه را به خطوطِ کج و معوجِ سِحرنگاران مبدل مینماید و […]
ادامه مطلب

وداع با پائیز

                    و تو ای نگارِ زریته پوشِ من ، پائیزِ زیبا ،  چه غریبانه رخت هجرت پوشیده ای و عزم رفتن کرده ای  .   غربتت را گریه سرخواهم داد آنسان که عروج برگ هایت را سقوط پنداشتند و آخرین شبت را به پایکوبی بنشستند.   […]
ادامه مطلب

لعنت به چهارشنبه ها …

        لعنت یه چهارشننبه ها لعنت به پارک های بزرگ آنجا که  زنان بی وقفه می دوند تا آب کنند چربی های آلوده به دروغ اشان را و مردان پشت عینک های دودی کوه یخ هوس هایشان را لعنت به چهارشنبه ها به سقوط هشتم به شهریورِ زمهریری لعنت به من به […]
ادامه مطلب

روان تشنه برآساید از وجود فرات …

روان تشنه برآساید از وجود فرات مرا فرات از سربرگذشت و تشنه ترم ***** تورقی در اوراقِ برگذشته ی ایام از آغاز سال جاری تا به امروز نه تنها هیچ امیدورجائی بر نجات و فرج ذهنی و روحی را نمایان نمی نماید ، بل ، دورنمای آینده را – چنانچه متهم به بدبینی و ناامیدی […]
ادامه مطلب

لیلی …

طبق روال هر سال یه هفته ای مونده به عید سراغ اسماعیل قناد رفتیم ، سفارش شیرینی ، نمیدونم یادم رفته ده کیلو یا بیست کیلو … اینم یادم رفته که ابتکارش با ممد بود یا من اما یادمه تو این کارا ممد همیشه جلوتر از من بود. چندسالی میشد که لحظه ی تحویل سال […]
ادامه مطلب

تفکر …

  تورقی بر اوراقِ کهنِ زندگی و ادوار درگذشته ی آن مرا سخت در اندیشه و سگالی عمیق فرو میبرد. به آنچه کرده ایم ونبایست میشد و به آنچه نکرده ایم و باید میشد. گاه انگشت حیرت و ندامت به دندان میگیرم و گاه مشعوف… گاهی بایدکافرشد به همه ی آنچه ایمان داشته ای و […]
ادامه مطلب

یلدا

باز آمد از راه ،  موسم جدائی و فراق عشوه گری هایت را مجال دیدن نشدباز در انتهای نگاه آذرینت به انتظار نشستی مسافری نو را سفید جامه ای زیبا اما تو عروس خدا بودی با زیوری  رنگین اینک در این یلدا   بگاهِ وداعی دردناک دستانت را میگیرم در دستانم خیره میشوم به خمارین […]
ادامه مطلب

پائیز آمد

پائیز آمد ، و ماه من نیز آبان من بی تو ” بیابان ” شد لیلی به ناز در محمل نشست و یوسف به زندان مجنون ” قیس ” شد بنیامین عیّار من گم شدم دگر بار اینبار غریبتر اینبار اسیر تر اینبار شیداتر آویزنگاهت شدم و عزیز ” مصر” مغبوض عشرتی پنهان تو باربستی […]
ادامه مطلب

” زلف ” در ادبیات فارسی

  ” زلف ” در ادبیات فارسی   زلف از اصطلاحاتی است که در ادبیات و شعر عاشقانه و عارفانه کاربرد بسیار فراوان   داشته است. این اصطلاح در منابع عرفان و تصوف فاقد تعابیر جامع و مانع است اما   شاعران فارسی‌گو در اشعار خویش تعابیری لطیف، باریک، دقیق و مفصل از زلف ارائه […]
ادامه مطلب

حاشیه ای بسیار دلنشین از همایش علمی ـ پژوهشی استاد شهریار و قرآن

بنام حی دادار                             در روزهای اخیر همزمان با سی و هفتمین دوره مسابقات سراسری قرآن کریم، شاهد برگزاری   همایش علمی و پژوهشی استاد شهریار و قرآن بودیم .این همایش به همت اداره کل فرهنگ و   ارشاد اسلامی، اداره کل […]
ادامه مطلب

دکتر مرتضی …

                            بنام خدا   در این پست یکی از دست نوشته های مربوط به سال ۱۳۸۷ را بازنشر میکنم ، با احترام به پزشک عالیقدر جناب آقای ” مرتضی امیر کلاهی ” که از افتخارات شهرمان تبریز است . . . . […]
ادامه مطلب

وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولا …

                    وَأَوْفُوا بِالْعَهْدِ إِنَّ الْعَهْدَ کَانَ مَسْئُولا…   …  و به پیمان خویش وفا کنید، که از پیمان پرسیده خواهد شد.    
ادامه مطلب

دکتر مبین

استاد مبیین ملقب به پدر جذامیان ایران استاد دکتر محمد حسین مبین افتخار پزشکی ایران   نویسنده شاعر و پزشک توانای معاصر آذربایجان، استاد دکتر محمد حسین مبین در سال ۱۳۰۶ شمسی در یکی از محلات قدیمی تبریز به نام چرنداب پا به عرصه هستی گذاشت. تحصیلات ابتدایی را در دبستان معرفت تبریز و کلاس […]
غدير
ادامه مطلب

غدیر …

   برو بشین دم کوچه غدیر ،    می گذرد امشب علی با    دستی بر سر خونین اش  …
Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE