🌺🌹💐🌼🌷
الا ای منِ در غوغا ،
تا نشستم
ندا زدی بر پا .
میبوسم دستانِ مادرم را
که در میان دو انگشت
بر دهانم گرفت
مشک مصفا ،
من خاموش میکنم
دو شمعِ بی رمق را
و آغاز میکنم
بر سایه اش
حیاتی
گهر بار ،
پنج انگشتش
شهد عسل
دو چشمش سبزه زار ،
پنجاه و یک
شمع را
میشمارم بیشمار ،
سایه ات مستدام
ای بهترین غمگسار.
حیات از تو گرفتم
الا ای رابطِ
پروردگار ،
سجده میکنم
مینهم بر پاهایت
لبهای گنه کار ،
زاده شدم از تو
در اینروزِ بی انتها ،
درودخدا بر تو
ای گل رخسار …
سه شنبه بود
سیزدهِ شعبان
سه شنبه بود
سیزده آبان
سه شنبه بود
میمون روزی
تابان ،
و اینک در آنِ آزادی
رهیده از دیروز
بر میگیرم به آغوش
سیزده از
سی روز ….

naghmehayegharibaneh@
http://www.mjrad.ir

ما را دنبال کنید

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE