چله …

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

و چهل روز گذشت ،

چله ی نور ارزانیت باد

که من چله ی سور میگرم در نبودنت ،

هر سپیده

هر شام

نگاه میکنم آسمان را

هنوز به گَرد نورت نرسیده  قمرِ  تنها ،

من اما  به طوافِ کهکشانی میروم

که سکوتِ ثنایم  به رقص آورده اخترانش را ،

به سِیرِ  اندیشه ام مَخند

که عاشقان دیوانه اند و  دیوانگان عاشق

تو نه دیوانه بودی نه عاشق ،

پناه گیر در حجابِ مانده در حجابت

که هدیه کردم سالها سبدی از نجابت ،

برگیر آن ارمغانِ آسمانی ام را

که خدا  نقش نامم زد  بر ثقلِ رسالت ،

من به چله ای دیگر

در مسلخی حلاجینه

ندای انالحقی میزنم بر سرِ دار ….

 

اول تیر ماه ۱۳۹۸

mjrad#

majid_jamshidy_rad #

#مجید_جمشیدی_راد

کانال نغمه های غریبانه در تلگرام :

naghmehayegharibaneh@

 

ما را دنبال کنید

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

code