لشگر نیم جانم …

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بر تن شب
لباسی از نور دوختی
زجه ها ، ناله ها
از شبگردان
گرفته در دامن صبح
آویختی .
نهان شدی از چشمی عاشق
نپندار گم شدی
رفتی
یا در سکون
خانه ساختی .
تو
در میان جان منی
بچشمم ظاهر و یا غائبی ،
در دلم کاشانه ساختی
کنج غربت اگر گیری
گله ای نیست
هرچند بر لشگر نیم جانم
تاختی

#مجید_جمشیدی_راد

mjrad#

naghmehayegharibaneh@

ما را دنبال کنید

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

code