شاعران دروغ میگویند ۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شاعران دروغ میگویند ۲

***

جام از مست میربایند

سکه از کفِ سائل

پنجره ها بسته

چشمها کور ،

خود گشته بر خویشتن حائل  .

آن مرد

آن زن

در پیچ و خمی گمراه

نوشتند که هستند

شاعر .

یکی در دیده انگاری ،  غرق

وآن دگر گم کرده

هم غرب ، هم شرق

یکی از خط و خال گوید

آن دگر از حالِ حال ،

لب و مژگان و گیسو

دامِ زنیست بی رو ،

مجنون و مردِ من و عشق

افسانه ی بی سو ،

هر دو شاعرند

هردو عاشق

هر دو دروغگو

شاعران دروغ میگویند ،

چه نیکو گفت

آن پیرِ پر نور …

 

 

mjrad#

 

naghmehayegharibaneh@

 

http://mjrad.ir

#مجید_جمشیدی_راد

ما را دنبال کنید

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

code