سقوط

Soghut

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

حکایتِ جانسوزِ سقوط ، دردیست جانکاه و بی درمان ، آنسان که روح آسمانیِ انسان را از اوج به حضیض میرساند و نقش و نگار الهی بر پهنه ی سینه را به خطوطِ کج و معوجِ سِحرنگاران مبدل مینماید و هر روز که می تابد حجابی تاریکتر افزون میشود.

این حکایتِ سقوط ” من ” است.

منِ غریق در غروری آسمانی ، و آنگاه سقوط ، عمقی ” ویل ” وار یافت که منِ آگاهِ مدعی به جنگ “من ” نرفت .

 

و دریغا که هنوز در اندیشه ی بیداری ام و غفلتِ شیرینِ رویائی را بصیرت گمان میکنم.

 

چشم امید از خالق و خلق کوتاه گشته ، دعا بدرگاه را به سبکِ پیرِ هرات لجاج دانم و دست نیاز به خلق را بریده …

 

این روزها چقدر جای ” پدر ” را خالی میبینم.

 

پ .ن :

سقوط هواپیما بهانه ای بود به سقوط خویش بیاندیشم

عرض تسلیت به بازماندگان حادثه

مجید جمشیدی راد

اول اسفندماه۹۶۷

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE