خمخانه

به گاه سکوت سبزت

پیاله های سفید و سیاهم  را می شمارم

پیاله هائی خالی از شراب را

 پیش کش اقبال خویش میکنم

و بر دل می نهم حسرت انگوری که خمخانه ندید ….

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE