حسن دائی…

حسن دائی …
اسمش حسن بود تمام حُسن های یک انسان نیکو سیرت را میشد در چشمان و نگاه و خنده هایش به تماشا نشست.
مردی بسیار مهربان و خوش مشرب و خوش صحبت و بشدت شوخ طبع ، دائی همسرم بودند ،
سالها پیش در همسایگی یک چلو پز حرفه ای و نامدار مغازه ی کله پاچه پزی داشت ، با سلیقه و منظبت و خوشرفتار بود .
خانه ی کهن را به آپارتمانی نو ترجیح داد و فاصله اش با مابیشتر شد.
بسیار فهیم بود و مهربان.
یادمه سالها پیش عید دیدنی با همسر مرحومش آمدند خانه ی ما ، قبل از اینکه ما برویم ، بزرگ خاندان بودند و وظیفه ی ما بود اولش برویم.
او متواضع و زیبا سیرت بود.دو روز پیش بار سفر بربست و دارفانی را وداع گفت .
از دست دادنش برایم تلخ بود.
من بواسطه ی دستور پزشک معالجم از حضور در مراسم عزاداری و … منع شده ام.
متاسفانه نتوانستم در مراسم تشیع شرکت کنم.
یک کار بسیار زیبا و نیکی که بنابروصیتش انجام دادند حذف کلیه ی مراسمِ زائد و جلوگیری از هزینه های غیر لازمی که متاسفانه در کشور ما تبدیل به یک سنت غلط شده است،بود.
پس از فوت ایشان در همان روز خاکسپاری مراسم شام غریبان و ترحیم و …. همه در یک جلسه خلاصه شد و اعلام گردید دیگر مراسمِ زائد مثل شب سوم و پنجشنبه ها و اولین جمعه و … برگزار نخواهدشد.
انسانی که شادی و مسرت در سرلوحه ی زندگیش بود ، هیچگاه راضی نمیشد دوستان و فامیل در غم و اندوهی طولانی باشند.
به امید روزی که همه ی ما سنت های غلط دیرینه را بشکنیم و به شادی و مسرت بیشتر بها بدهیم.
روحش شاد

www.mjrad.ir
mjrad#
majid_jamshidy_rad#
#مجید_جمشیدی_راد
کانال نغمه های غریبانه در تلگرام :
naghmehayegharibaneh@
ما را دنبال کنید

ما را دنبال کنید

۱ Comment

  • Avatar
    سهیلا / ۱۳۹۸/۰۵/۱۷ at ۲۳:۳۴

    بسیار زیبا دایی عزیزم روحت شاد

    پاسخ

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

code