بی خبری

نگاه سنگینی به راه

غبار عافیت از چشم به دور

ایستاده بر آغاز یک چاه

بی خبر از

درد و

ناله و

آه

پا می شوم تا دستش بگیرم

می بینم اما

خود را به چاه …

 

 

 

 

 

 

 

 

مجید جمشیدی راد مهرماه ۸۸

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE