بهار با ” ابتهاج “

بهار آمد گل و نسرین نیاورد


نسیمی بوی فروردین نیاورد


پرستو آمد و از گل خبر نیست


چرا گل با پرستو هم سفر نیست


چه افتاد این گلستان را چه افتاد؟!


که آیین بهاران رفتش از یاد


چرا پروانگان را پر شکسته‌است


چرا هر گوشه گرد غم نشسته‌است


چرا خورشید فروردین فرو خفت


بهار آمد گل نوروز نشکفت


مگر دارد بهار نو رسیده


دل و جانی چو ما در خون کشیده


بهارا خیز و زان ابر سبکرو


بزن آبی به روی سبزه‌ی نو


گهی چون جویبارم نغمه آموز


گهی چون آذرخشم رخ برافروز


هنوز این جا جوانی دلنشین است


هنوز این جا نفس‌ها آتشین است


مبین کاین شاخه‌ی بشکسته خشک است


چو فردا بنگری پر بیدمشک است


مگو کاین سرزمینی شوره‌زار است


چو فردا دررسد رشک بهار است


بر آرد سرخ گل خواهی نخواهی


وگر خود صد خزان آرد تباهی


اگر خود عمر باشد سر برآریم


دل و جان در هوای هم گماریم


دگر بارت چو بینم شاد بینم


سرت سبز و دلت آباد بینم


به نوروز دگر هنگام دیدار


به آیین دگر آیی پدیدار

 

هوشنگ ابتهاج

 

 ...............................................................................................................................................................................................................................................................

 

ما را دنبال کنید

5 Comments

  • دوست / ۱۳۹۱/۱۲/۱۳ at ۰۰:۲۰

    چنین مباد هرگز . . .

    پاسخ
  • شرحه شرحه (م.ن.پروا) / ۱۳۹۱/۱۲/۲۰ at ۰۶:۵۸

    بسیار زیبا و شیوا و روحنواز!

    ممنون از حسن ِ انتخابتان.

    پاسخ
  • شرحه شرحه (م.ن.پروا) / ۱۳۹۱/۱۲/۲۹ at ۲۱:۰۱

    تبریکات صمیمانه ی بنده را به مناسبت بهار طبیعت و نوروز باستانی پذیرا باشید.

    با آرزوی سالی سرشار از خیر و برکت و صحت و سلامتی برای حضرتعالی و خانواده ی ارجمند!

    پاسخ
  • نارایانا / ۱۳۹۱/۱۲/۳۰ at ۲۰:۱۷

    سلام…
    سالی پر از نور و روشنی برایتان ارزومندم…

    پاسخ
  • بهشته _ س / ۱۳۹۲/۰۱/۰۲ at ۱۳:۱۳

    سلام …

    روزهایتان شاد

    شادیهایتان پایدار

    و آرامش مهمان همیشگی دلهایتان

    نوروز مبارک [گل]

    پاسخ

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE