باید بنویسم …

 

 

 

 

 

 

 

باید بنویسم
نه برای کسی
نه برای آیندگان
نه برای خودم ،
باید بنویسم
چون هنوز هستم .
از لرزش صدائی که
پس از اولین تماسش
بر وجودم افتاد
از شوق نگاهی که اولین بار دیدمش
از گریه های غریبانه ای
که اندوه فراق داشتم
از خنده های زیبایی که داشت
از چشمان خواب آلوده و مستش
از دعواهای الکی
از لهجه ی جنوبی اش
از دوستداشتن هایش
از خنگول بازی هایش
از شرمِ ندانستن هایش
از سکوت های سنگین
از دست در دست هم
پیاده روی ها
از تنفرهای لحظه ای
از خشم
از خضوع
از توبه
آری من باید بنویسم
از ستم ها
از ناله ها
از خیانت
از حمایت
از خریدهای بی شمار
از دروغ های شاخدار
از بوسه های تلخ
از آغوش های سرد
از فریب
از خودنمائی
از غرور
آری من مینویسم که
تو چنین بودی
و من بدتر از تو
حالا در آغوش سرد تنهایی
هم تو و هم من
درد میکشیم
تو باخنده
من با گریه
اما من مینویسم
چون
هنوز هستم …

naghmehayegharibaneh@

http://www.mjrad

#مجید_جمشیدی_راد

ما را دنبال کنید

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE