اربعین جعفر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت …

ناباوری و عدم پذیرش و گنجایش مصیبتی در این حد هنوز بعد از چهل روز از فراق جانسوز و جانگدازت تمام ابعاد روحی و جسمی ام را در بر گرفته است و هنوز هم منتظر تماسهایت هستم و یا گوشی را برای گرفتن شماره ات در دست میگیرم تا باری دیگر آن صدای دلنشین و خندان و رسایت را با گوش دل بشنوم.

و دریغا که چرخ روزگار خوابی دیگر از برای ما دیده بود و تعبیری دیگر …

جعفر عزیزم:

چهل روز از شنیدن خبر ارتحال و عروج ات به ملکوت میگذرد، بی هیچ اغراقی می دانم که در پناه یزدان پاک جایگاهت زیبا است و رشک بردنی ، بعد از غریب ۴۸ سال آن والد عزیز را در آغوش گرفتی و از درد فراق گفتی و حکایت درد ها و رنج ها را برشمردی .

من هم میدانم که جواز اقامت دائم در این دنیای گذرا و پست را نگرفته ام و به امید خدا هر چه زود تر بهت ملحق خواهم شد و آن بغل کردن ها و آغوش های عمیق و مهربانت را دگرباره خواهم دید و رسته از آلام دنیای دنی در و جوار مغفرت حق باده نوش وصال خواهیم بود .

جعفر جانم

حکایت داغ رفتنت را گویم که مادرت را زمین گیر ،برادرت را پیر ، همسر و فرزندانت را غمین و خواهرت را چشم تر بر  حیاتِ دوران گذاشتی . از خویش نگویم که خودنیک میدانی چه ها که نکشیدم .

نه دل نوشته های حزن آورم تسکینی بر دل بودن و نه شعرهای اشک بارم،اشک میباریدم و نامت را با بیچارگیِ بی پایان میبردم و تنگدل و جانسوز نغمه هایت میخواندم و میگریستم.

از درگاه حضرت احدیت شادی روح و مغفرت دائمش را برایت ساری و جاری  طلب میکنم و برای بازماندگانت به ویژه فرزندان عزیزت صبر جمیل خواهانم .

جای دارد از همه دوستان و آشنایان و همراهان عزیزم که در این مدت همره و یاور و تسلی بخشم بودند نهایت سپاس و قدردانی ام را اعلام دارم. به ویژه ” دوست و یاری عزیز که هر روز جویای حالم بود و تماس ها و پیام های مکررش این اندوه جانکاه را تسلی می بخشید .

زیرگِل تنگدل قامت رعنا چونی ؟

بی تو ما غرق به خونیم تو بی ما چونی ؟

سلک جمعیت ما بی تو پریشان گردید

ما که جمعیم چنینیم تو بی ما چونی ؟

#mjrad

#مجید_جمشیدی_راد

 

 

 

ما را دنبال کنید

دیدگاه خود را بیان کند

نظرات پس از تایید مدیر سایت قابل مشاهده خواهد بود.

*

code