ادامه مطلب

مدادینه ۲

م               مدادینه ۲   سلام لیلی جانم دیروز هم گذشت. قصه ی خوابم را خواندی و پیش خودت دانم که چه نیشخندهای شیطونی که نزدی ، حکایت نجیب بود و منصوره ، میگن عروسی تو خواب تعبیر خوبی نداره ،اما تو چرا سکه انداختی تو صندوق صدقه؟؟ دیشب […]
ادامه مطلب

مدادینه …

سلام لیلی جانم از آخرین نامه ای که برات نوشتم ۲۵ سال میگذرد ، میدانم تمام این سالها دعای نفرینی ات پشت سرم بوده ، منو ببخش تو بودی و من کوچه وبازار این شهر را دنبال لیلی هائی می گشتم که هیچ کدامشان نبودی … صداع اولینم بعد از ۲۵ سال حکایت امروز خونه […]
ادامه مطلب

خدا نگهدارت باشد

تو را به زندگی تو را به زمان تو را به خاطراتم تو را به خودت سپردم. و در یکی از سخت‌ترین روزها، رهایت کردم. رهایت کردم تا بتوانم اعتمادم را دوباره به دست آورم. اعتمادم به جریان زندگی را. روزی که تلاش برای داشتنت را متوقف کردم، اجازه دادم زندگی با تمام مبهم بودنش […]
ادامه مطلب

گلچینی از کانال نغمه های غریبانه

بنام خالق هستی مخاطبین گرامی ام ،در این پست آخرین دست نوشته هایم را که به صورت روزانه در کانال تلگرامم منتشر میشود ، تقدیم حضور انورتان می کنم . منتظر نظراتتان هستم . **************************   صدایت میکنم شبانگاهان آن سان که از پسِ روزی سیاه نور ماهت را به ارمغان می آوری چنین است […]
ادامه مطلب

بدرود پائیز زیبای من

🌺🌹💐🌼🌷   در انتهای کوچه ی پائیز کلون درب زرینی بصدا در می آید اینجا عاشقی خسته از نگاه های ریا دل شکسته از فریب چشم و ملول از دورنگی ها تکیه داده به فصل رفتن   ” او ” شراب فرقت نوشیده و در آغوشی غریب قهقه ی مستانه دارد من اما فرزندِ پائیزم […]
ادامه مطلب

شعر …

شعر پر است از ایهام و استعاره و جناس ، گاهی تمام هر آنچه بدل داری را در مصرعی می یابی و گاهی اما دیوانی هم رسولِ یک بوسه نمیشود. دوست دارم بنویسم ، بسرایم ، بخوانم ، چونان کودکی دبستانی که با ذوق اولین انشاء خودنوشته اش را میخواند ، از تو مینویسم ، […]
ادامه مطلب

دزد …

  نگاهت را جسورانه صدایت را وقیحانه زیبائیت را بی رحمانه دزدیدند ، از تو دردی ماند و آرزوئی دور برای من …   مجید حمشیدی راد نهم شهریور نود و هفت  
ادامه مطلب

… و هشتمین روز

                    و پس از خلقت بود ، هشتمین روز ، خدا قدری آسائید ، چه هفت روز پر کاری ، چه خلقتی ، وه چه شگفتیِ نابی ، اما هشتمین روز ، روزِ خدا نبود ، روز لعن بود و نفرین ، شیطان سخره بر سجده […]
ادامه مطلب

لیلی …

                      جیغ و دادهای گنجیشکها نزاشت  انگار  در حین تمرینِ پرواز یکیشون افتاده باشه تو همسایگی گربه خانم ،  چه میدونم شایدم بچه ها با سنگ و دمپایی زدنش تو این سکوت بعداز ظهر تابستان تا عصر نخوابی حال نمیده صدای چرخاندن هوای اتاق  موجودیتی […]
ادامه مطلب

ماه نشان…

ماه نشانِ طریقِ غربتم چشمانت مصباحِ پر فروغِ من است بنشان به دامنت ستاره های انتظارم را ۹۷/۰۳/۱۸ 🌺🌸🌼🌻🌷💐   #مجید_جمشیدی_راد #mjrad    
ادامه مطلب

” الف ” باران …

        در غربت فریادهای من هبوط اجابتت را بر حنجره ی پرستوئی ام جاری ساز قائمم از قَدرِ “قدر” ، در شبی دیجور دگر بار نزولِ چشمانت را ” الف ” باران کن     هفدهم خرداد نودو هفت   #مجید_جمشیدی_راد  
ادامه مطلب

۴۰۰ بمناسبت چهارصدمین پستِ اینستاگرامی

.   بنام خدا   در چهارصدمین پست اینستاگرامم دلم میخواهد تورقی بر ایامِ ماضی داشته باشم .از شش سال پیش که برای اولین بار اینستاگرام را نصب کردم سیصدو نودو نه پست ثابت داشته ام ، بگذریم از پستهائی که به تقاضای بعضی از عزیزان مجبور به حذفش شدم و یا پستهای موقت بوده […]
ادامه مطلب

حضرتِ مادر

. … و تو سوره ی بی بدیلِ آفرینشی آن سان که مایه ی آرامش “آدم” گشتی  و در “صفائی” و ” مروه ” ای حیران “زمزمی ” نثارت گشت ،  تو سببِ خلقت “روح الله” و در جزیره ی نادانی و غفلت مصباحِ دانائی   و مادرِ “پدر” ی … پی نوشت اول : بی […]
ادامه مطلب

سقوط

                              حکایتِ جانسوزِ سقوط ، دردیست جانکاه و بی درمان ، آنسان که روح آسمانیِ انسان را از اوج به حضیض میرساند و نقش و نگار الهی بر پهنه ی سینه را به خطوطِ کج و معوجِ سِحرنگاران مبدل مینماید و […]
ادامه مطلب

وداع با پائیز

                    و تو ای نگارِ زریته پوشِ من ، پائیزِ زیبا ،  چه غریبانه رخت هجرت پوشیده ای و عزم رفتن کرده ای  .   غربتت را گریه سرخواهم داد آنسان که عروج برگ هایت را سقوط پنداشتند و آخرین شبت را به پایکوبی بنشستند.   […]
Optimization WordPress Plugins & Solutions by W3 EDGE